رضا معراجي

64

خلاصه الغدير در هزار نكته ( فارسى )

وجود داشت ولى پيامبر ( ص ) قدغن كرد كه زير درختان فرود آيند هنگام ظهر شد خارو خاشاك را جمع‌آورى نموده و نماز ظهر را به جماعت خواندند بعدازظهر پيامبر ( ص ) بر محل مرتفعى كه از جهاز شتران بود قرار گرفت و پس از حمد و ستايش خداوند متعال فرمود : خداوند مرا خبر داده است قريبا بديار باقى مىشتابم گفتار شما چيست ؟ گفتند : شهادت مىدهيم كه تبليغ رسالت را به تمام انجام دادى و . . . حضرت فرمود : بهشت و جهنم مرگ و قيامت را قبول داريد ؟ پاسخ دادند آرى فرمود : همانا من در انتقال به سراى ديگر و رسيدن به كنار حوض كوثر بر شما سبقت خواهم گرفت پهناى حوض كوثر به‌مانند صنعا و بصرى ( از شهرهاى سوريه ) و در آن به شماره ستارگان قدحها و جامهاى سيمين هست بينديشيد كه بعد از من با دو چيز گرانبها چه مىكنيد ؟ يكى ندا داد آن دو چيز چيست ؟ فرمود : آنكه بزرگتر است كتاب اللّه كه يك‌طرف آن در دست خداست ( وسيله ارتباط با خدا ) و طرف ديگر آن در دست شماست آن را محكم بگيريد و از دست ندهيد و آنكه كوچكتر است اهل بيتم مىباشد خداوند مرا آگاه كرد از هم جدا نمىشوند تا بر حوض كوثر بر من وارد شوند از آن‌دو پيشى نگيريد و از پيروى آن دو باز نايستيد كه هلاك مىشويد پس دست على ( عليه السّلام ) را گرفت و بالا برد به حدى كه سفيدى زير بغل هردو نمايان شد و سؤال نمود اى مردم كيست بر اهل ايمان از خود آنها سزاوارتر ؟ گفتند : خدا و رسول داناتر است فرمود : خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و سزاوارترم از آنها به خودشان . پس هركس من مولاى او هستم على ( ع ) مولاى اوست « من كنت مولاه فهذا على مولاه » و سه‌مرتبه تكرار كرد و به قول احمد حنبل 4 بار تكرار كرد پس دعا نمود : اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و خذل من خذله . . . آنگاه فرمود : شاهدان به غائبان برسانند جبرئيل نيز فرود آمد و آيهء الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ